مسئوليت!
یادم نمی رود كه چهره اش درهم رفت و گفت : مسئولیت كه تبریك ندارد
شهید دیالمه
یادم نمی رود كه چهره اش درهم رفت و گفت : مسئولیت كه تبریك ندارد
شهید دیالمه
دنبال آشنایی میگشتم در صف تا بتوانم سریعتر غذا بگیرم. شخصی را دیدم که چهرهای آشنا داشت و قیافهای مذهبی. نزدیک شدم و ژتون را به او دادم و گفتم: برای من هم بگیر.
چند لحظه بعد نوبت او شد و ژتون مرا داد و یک ظرف غذا گرفت و برای من که پشت میز نشسته بودم، آورد و خودش به انتهای صف غذا برگشت و در صف ایستاد.
بلند شدم و به کنارش رفتم و گفتم
جملات آن روز شهید در دانشكده داروسازی هرگز از صفحه ذهنم پاك نخواهد شد كه میگفت:
«مرتّب خود را زیر ذرّهبین معیارهای اسلام قرار دهید و در كارها و دیدگاههایتان دقّت داشته باشید. سر سوزنی انحراف از مسیر واقعی پس از مدتی شما را به جایی میرساند كه درمییابید نسبت به نقطه ابتدایی كه بر آن انطباق داشتهاید زاویه بزرگی پدید آمده و شما را از صراط مستقیم كاملاً دور ساخته است.»
از زندگینامه شهید دیالمه