وصیتنامه شهید مدافع حرم محمدحسن (رسول ) خلیلی

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره آل عمران آیه 195

"فَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأُوذُوا فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ"

آنان که از وطن خود هجرت کردند و از دیار خود بیرون رانده شدند و در راه خدا رنج کشیدند جهاد کردند و کشته شدند، همانجا بدی های آنان را می پوشانیم و آنان را به بهشت هایی که زیر درختان آن نهرهای اب جاری و روان است، داخل می کنیم و این پاداشی است از جانب خدا.

با نام و یاد خداوند رحمان و رحیم و مهربان که در حق بنده حقیر از هیچ چیزی کم نگذاشته است و سلام و دورد به محضر صاحب العصر و الزمان (عج) و روح پاک امام راحل (ره) و رهبر عالم تشیع و اسلام قائدنا آیت الله سید علی خامنه ای (مدظله العالی) و روح پاک تمامی شهدای اسلام به خصوص سیدالشهداء ابا عبدالله الحسین (ع) که جان ها همه فدای آن بزرگوار.

به موجب آیه شریفه "کل نفس ذائقه الموت" تمامی موجودات از چشیدن شربت مرگ ناگزیر بوده و حیات ابدی منحصر به ذات اقدس باری تعالی می باشد.

این دنیا با تمامی زیبایی ها و انسان های خوب و نیکوی آن محل گذر است نه وقوف و ماندن! و تمامی ما باید برویم و راه این است. دیر یا زود فرقی نمی کند؛ اما چه بهتر که زیبا برویم.

پدر و مادر عزیزم که

ادامه نوشته

گفتگو با خانواده شهید مدافع حرم جانباز فتنه 88 محمدحسن خلیلی معروف به رسول

شهید محمدحسن خلیلی معروف به «رسول»، هنوز بیست و هفت سالش تمام نشده بود که در روز ۲۷ آبان سال ۹۲ خبر شهادتش را از جبهه سوریه آوردند. وی متولد ۱۳٦۵ بود. چند روز پس از عاشورا، خانواده شهید رسول خلیلی خبر شهادت پسرشان را که به صورت داوطلبانه به عنوان مدافع حرم حضرت زینب(س) به سوریه رفته بود را شنیدند. خبری که پدر و مادر پس از شنیدن آن نماز شکر می‌خوانند و تا به امروز خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ سپاس می‌گویند، شهید خلیلی درست چند روز قبل از تولدش در

ادامه نوشته

راه امر به معروف

يك روز ماه مبارك رمضان در يكي از خيابان هاي شهر يزد قدم مي زديم.

دو پسر جوان در پياده روي آن طرف خيابان روزه خواري مي كردند. همين كه چشمش به آن ها افتاد، گفت:« شما كمي صبر كنيد تا من با اين برادران گفتگو كنم.»

به سوي ديگر خيابان رفت. وقتي به هم رسيدند، چنان با آن دو جوان گرم گرفت كه تصور كردم سال ها يكديگر را مي‌شناسند. حتي آن‌ها را بوسيد. چند لحظه با آن دو صحبت كرد. وقتي حرف هايش تمام شد، جوان‌ها احساس خجالت و شرمساري كردند. احمد راه امر به معروف را پيدا كرده بود.

شهید احمد عبدالهی / جانشین گردان غواص لشکر 41 ثارالله

جریمه

توی جاده با سرعت غیر مجاز رفته بود.

بعد به پاسگاه رفته بود و گفته بود: به خاطر سرعت غیر مجازآمده‌ام تا جریمه‌اش را بپردازم.

همه تعجب کردند.

گفته بود: در این دنیا جریمه را پرداخت می‌کنم تا در آن دنیا جلوی امام شرمنده نباشم که بگوید : من دستور دادم قانون را رعایت کنید و شما رعایت نکردید.

شهید عبد المهدی مغفوری