راهکار برای حفظ هویت ملی

يكي از چيزهايي كه در حفظ همين مرز هويت ملي تأثير زياد دارد، عبارت است از حفظ خاطرات آن دوران دفاع مقدس و دوران باشكوه.

اين كه در شهر شما يك بانوي مسلمان و شجاع در مقام دفاع مي‌تواند سرباز دشمن را اسير كند و نيروي مهاجم را به خاك و خون بكشد، اين را نگه داريد و براي خودتان حفظ كنيد.

اين كه اين شهر توانسته است در سخت‌ترين شرائط در مقابل تهاجم دشمن بايستد، اين را براي خودتان نگه داريد و حفظ كنيد.

البته براي

ادامه نوشته

چهارمین خاطره ی چی شد با شهدا آشنا شدم؛ از وقتی چشم باز کردم...

سلام و صلوات خدا بر رسول مهربانی حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم) واهل بیت طاهرینش

و سلام بر شما ... ان شاءالله این راه را با کمک نور شهدا به بقیه بشناسونیم.

من از اون موقعی که چشم باز کردم1 با شهدا آشنا شدم وقتی که توی محله مون آزاده ای می آمد و من و خواهرم که 3-4ساله بودیم را می بردند به دیدنشون و آزاده صورت مارا غرق بوسه می کرد و این را می گفتند که ایشان با پدرت دوست بوده و با هم با دشمن جنگیدند...

ما اون موقع خانه مادربزرگم زندگی می کردیم دوستان پدر

ادامه نوشته

سومین خاطره ی چی شد با شهدا آشنا شدم؛ سفر راهیان نور

باسلام وخسته نباشید از طرح خوبتون!

آشنایی  من باشهدای عزیزمون برمی گردد به سفر راهیان نور.

یادمه سوم راهنمایی بودم که قرار بود دانش آموزان را به مناطق عملیاتی جنوب ببرند تازه راهیان نور راه افتاده بود. من هم دلم می خواست برم ولی پدرم چون سنم کم بود و تاحال بدون خانواده به مسافرت نرفته بودم موافقت نمی کرد بالاخره با اصرار من و یکی از بچه های همسایه که هم مدرسه ای بودیم و قرار بود باهم برویم موافقت پدرم را جلب کردیم و با خوشحالی ثبت نام کردیم.

خلاصه به مناطق رفتیم برای بچه ی 14 ساله ای مثل من سفر به مناطق بیشتر تازگی ،تجربه ،جالب بودن به همراه داشت تا معرفت به شهدا!

یادمه شلمچه که رفتیم

ادامه نوشته

دومین خاطره ی چی شد با شهدا آشنا شدم؛ بهترین اتفاق زندگی...

بسم الله الرحمن الرحیم

بهترین اتفاق زندگی...

وقتی با بزرگترین اتفاق زندگی‌ات روبرو می‌شی، هیچ نشانه‌ای وجود نداره که بفهمی با بهترین اتفاق زندگی‌ات مواجه شدی! فقط وقتی سال‌ها بگذره می‌فهمی که اون لحظه چه نقطه‌ی عطفی در زندگی‌ات اتفاق افتاده. نقطه‌ی عطف اونجاست که موجی نامرئی بیاد و همه‌ی احساست رو زیر و رو کنه و فرصتی تازه پیش روی تو بذاره برای این‌که بتونی دنیا رو از دریچه‌ی دیگه‌ای ببینی…

نقطه‌ی عطف زندگی من 5-6 سال پیش اتفاق افتاد و امروز می‌فهمم که چقدر بزرگ بود.

اون موقع یه بچه‌ی بازیگوش دبیرستانی بودم. مثل اکثر بچه‌های توی اون سن، بزرگترین هدف پیش رو برام قبولی توی کنکور بود. هیچ ردپایی از
ادامه نوشته