هدي للمتقين

ازدواج که کرد، یک جلد قرآن برای همسرش خرید.

توی صفحه ی اول نوشت " امیدم در این است که این کتاب اساس حرکت مشترک ما باشد و نه چیز دیگر،
که همه چیز فنا پذیر است جز این کتاب."

♥•٠·
یادگاران_20 کتاب جهان آرا

با همون روایت سیگار رو ترک کرد

دادستان جديد مي خواست ميخ را محکم بکوبد. بروجردي کار داشت باهاش. پشت در دادستاني معطلش کرده بود. 

گفتم:« يه روايتي هست که ميگه اِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الفِتَنُ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرآنِ. »*

گفت: عجب چيز خوبي گفتي. بارک الله!

قرآن را باز کرد و خواند

من راه رفتم او خواند

بد و بي راه گفتم، او خواند.

گفتم: بلند شو بريم.او

ادامه نوشته

کوتاه و خواندنی از زندگینامه شهید علی آقا ماهانی: تغذیه از قرآن

همراه ده پانزده نفر از بچه ها ناهار می خوردیم که علی آقا رو به برادرش کرد و گفت :

 « محمود ، ‏ما شاید دیگر همدیگر را نبینیم . بگذار نصیحتی به تو بکنم. سعی کن به درجه ای برسی که خوردن یکی دو لقمه نان کفایتت بکند. بقیه را از قرآن تغذیه کن . » 

***

برادر حسن سراجیان مقدم زانو می زند و می گوید: من اصلاً زیر نظر این بزرگوار فهمیدم کجای خلقت قرار گرفتم. یادم است زمانی که به جبهه اعزام شدم، شاید بیشتر از دوازده سال نداشتم.

‏         روزی، ‏در سنگر اجتماعی که جلسه قرائت قرآن در آن برقرار بودبا جوانی آشنا شدم که چهره خیلی روحانی و نجیبی داشت. بعداً شنیدم علی آقا ماهانی است.

علی آقا علاوه بر کار مخابرات مسئول آموزش قرائت قرآن هم بودند. من آن موقع بیشتر به اسلحه و جنگ و شر و شور علاقه داشتم. این بود که وقتی جلسه تشکیل می شد، ‏به قولی جیم می شدم.

وقتی علی آقا متوجه شد،

ادامه نوشته

می گفت می خواهم شما را خمینی بار بیاورم

اهمیت شهید برونسی به نماز و قرآن تا جایی بود که از همان سن خردسالی من و خواهر و برادرانم را به یادگیری قرآن و خواندن نماز تشویق می کرد،

در خاطرم هست هنگامی که پدر از جبهه برای بازدید خانواده به خانه بازمی گشت بچه ها را دور خود جمع می کرد و می گفت می خواهم شما را خمینی بار بیاورم و  به ما آموزش قرآن و نماز می داد، آن زمان من 10 ساله بودم و بسیار بازیگوشی می کردم، یکروز پدر بعد از آموزش قرآن از ما خواست تا آن را بخوانیم، همه قرآن را خواندند اما بازیگوشی مانع شده بود تا من بتوانم آن را یاد بگیریم، آنروز شهید برونسی گفت امروز نباید ناهار بخوری تا خیلی خوب قرآن را یاد بگیری، من هم قبول کردم.

بعد از ظهر آنروز پدرم قبل از رفتن به جبهه به من گفت مهدی جان اگر قول بدهی نماز خواندن را یاد بگیری وقتی برگشتم یک هدیه خوب برایت می آورم من هم قبول کردم که قرآن و نماز را تا برگشتن او خوب یاد بگیرم.

طی این مدت به عشق برگشتن پدر به خواندن نماز و قرآن مسلط شدم، اما آن روز آخرین دیدار بود چرا که من از سال 63 تا اکنون به عشق آمدن پدر هنوز منتظر و چشم به راه بوده ام.


مهدی برونسی فرزند دوم شهید عبدالحسین برونسی

به نقل از سایت فرهنگ انقلاب اسلامی


وصیتنامه سردار شهید عبدالحسین برونسی


بسم رب الشهدا و الصدیقین 

درود همه شهدا و درود همه خانواده شهدا و درو همه انسانهای محرور در سرتاسر عالم به رهبر انقلاب این امام عزیزمان این فرزند فاطمه سلام‌الله علیها و این امام نائب بر حق امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف و این یادگار رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم و این یادگار همه انبیا واین عزیزی که همه ما را از بدبختی و بی‌چارگی نجات داد و به راه راست هدایت کرد و درود همه انسان‌ها و درود همه ملائکه‌های مقرب خدا بر این چنین رهبری و این چنین معلمی و نائب برحق امام زمان یعنی حضرت امام خمینی.

وصیتی است که به خانواده عزیزم و به رهروان راه حق و حقیقت و آنچه که می‌گویم از صمیم قلب و با چشم باز این راه را پیموده‌ام و ثابت قدم مانده‌ام و امیدوارم که این قدم‌هایی که در راه خدا برداشته‌ام خدا آنها را قبول درگاه خودش قرار بدهد و ما را از آتش جهنم نجات بدهد. 

فرزندانم

ادامه نوشته

وصیت نامه شهید حمید باکری

بسم الله الرحمن الرحیم
در اين لحظات آخر عمر سر تا پا گناه و پشيماني وصيت خود را مي نويسم و علم كامل دارم
كه در اين ماموريت شهادت ، جان به پروردگار بزرگ بايد تسليم نمايم انشاالله كه
خداوند متعال با رحمت و بزرگواري خود گناهان بيشمار
اين بندة خطاكار را ببخشند .
وصيت به احسان و آسيه عزيز

1 ) انشاالله وقتي به سني رسيديد كه توانستيد اين وصايا را درك نمائيد هر چند روز يكبار اين وصيتنامه را بخوانيد. 

2) شناخت كامل در حد استطاعت خود از خداوند متعال پيدا نمائيد در پي اصول اعتقادي تحقيق و مطالعه نمائيد و تفكر زياد نمائيد تا به اصول اعتقادي يقين كامل داشته باشيد .


3 ) احكام اسلامي را (فروع دين ) با تعبد كامل و بطور دقيق و با معني بجا آوريد .


4 ) آشنايي كامل با قرآن كريم كه عزت‌بخش شما در اين دنياي سرتا پا گناه خواهد بود داشته و در آيات آن تفكر زياد بنمائيد و با صوت خواندن قرآن را فرا گيريد .


5 ) از راحت طلبي

ادامه نوشته

شهید شریف اشراف کاتب قرآن کریم

شهید شریف اشراف را می شناسید؟ همو که خداوند متعال بعد از کتابت قرآن با رسم الخط زیبایش خلعت زیبای شهادت را بر تن او پوشاند و او را به پاداشی زیبا مفتخر ساخت.لقب شهید هدیه خداوند در پاداش تکریم قرآن اوست و تا ابد او را در زمین و آسمان به این اسم می خوانند.

سال 1347 بود روزی به زیارت بارگاه حضرت معصومه (س) رفته بودیم.

بعد از زیارت به موزه ی آستان رفتیم. انجا قرآن های خطی بسیاری در معرض دید عموم مردم قرار گرفته بود  و شریف با علاقه ی خاصی آنها را می دید. او هنرمند زبردستی در امر خطاطی و تذهیب بود.

به او گفتم

ادامه نوشته

شهدا و قرآن

شهيد حسین فقیه به حدي به قرآن عشق و علاقه داشت كه در دوره دبستان در مدت 20 روز موفق به ختم قرآن شد و در تمام زندگي نوراني خود، صبحها چند صفحه از قرآن مجيد را تلاوت مي‌كرد. 

از همان كودكي موفق به انجام فرايض ديني شد. نماز وروزه را قبل از بلوغ به خوبي انجام مي‌داد و تابستانها خود براي بچه‌ها مدرس قرآن مي‌شد .


شهید حسین فقیه به نقل از سایت ساجد

قوانینی برای رسیدن به خدا

آنچه خواهید خواند قوانینی است که سید مجتبی علمدار برای خود وضع کرد تا با تربیت نفس و روح خویش در مقابل معبودش سربلند و سرافراز حاضر شود.

قانون اول: بارالها، اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم.اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم.(تاریخ اجراء 4/5/69)

قانون دوم: پروردگارا! اعتراف می کنم

ادامه نوشته

شهدا و قرآن ؛ شهید مهدی زارع پور

همیشه سفارش می کرد که خواندن یک آیه قرآن با معنی بهتر است از این که همه قرآن بدون معنی خوانده شود .

صبح زود پس از ادای نماز، قرآن می خواند و موقع خواب ، با وضو می خوابید .ضمن خواندن قرآن ، لبخندی می زد و می گفت: چه مطالب جالبی قرآن دارد .

او در غم از دست دادن صمیمی ترین یارش حسین خزعلی گفت: او به سوی جنت شتافت ولی دنیایی را در غم و اندوه خود بجای گذاشت .

مهدی زارع پور در این مساله تنها پناهگاه خود را قرآن دید و آیه « الذین اذا اصابتهم قالو انا الله و انا الیه راجعون » را بر زبان جاری می ساخت .


شهید مهدی زارع پور مسئول کمیته ی فرهنگی جهاد سازندگی(سابق)خراسان به نقل از سایت ساجد




شهدا و قرآن: شهید غلامعلی ترابی همت آبادی فرمانده گردان کوثرلشگر5نصر

او قرآن آموزش می داد. صدای بسیار دلنشینی داشت و در سال 1362 در مسابقات قرآن در سطح کشور اول شد ، اورا به پاس این موفقیت به مکه فرستادند. همه را به فراگیری قرآن توصیه می کرد.

شهید ترابی همیشه توصیه می کرد که امام، انقلاب و جنگ را فراموش نکنید و حتماً روزی چند آیه هم که شده قرآن بخوانید.

منبع:"فرهنگ جاودانه های تاریخ ،زندگی نامه فرماندهان شهید خراسان"نوشته ی سید سعید موسوی ،نشر شاهد،تهران-1386

خاطرات

غلام محمد ترابی ،برادر شهید:
مادرمان در روستا مکتب خانه داشت و به بچه های روستا

ادامه نوشته

شهید الیاس موحد

مادرش می گوید: صبح یکی از روزهای گرم تابستان سربندر ,کودک زیبایش به دنیا آمد، پدرش با تفال بر قرآن نامش را الیاس گذاشت ,تا یاد آورپیامبر خوبی ها باشد، اذان را در گوش راست و اقامه را در گوش چپش خواند و او را به دامن مکتب قرآن و اهل بیت (ع)سپرد . از کودکی دعاهای پدرش به ثمر نشست و دلداگی الیاس به قرآن سبب سرور و شادمانی در خانواده موحد گردید.

الیاس عاشق و دلباخته قرآن بود.ا و گمشده اش را و پاسخ سوال های بی پاسخش رادر قرآن می یافت.

در دوران نوجوانی همیشه بچه ها را جمع می کرد تا قرآن بخوانند, خودش به آنها قرآن یاد می داد. 

هرجا به مشکلی برخورد می کرد ودر تمام لحظات زندگی

ادامه نوشته

کوتاه و خواندنی از زندگینامه سید علیرضا عصمتی قائم مقام فرمانده گردان کوثر تیپ 21امام رضا(ع)

«سید علی رضا» با صدایی شیرین و زبانی شیوا کلاس های تجوید قرآن را برگزار می کرد که استقبال کنندگان زیادی داشت و جوانان و نوجوانان، بیشترین شرکت کنندگان درس قرآنش بودند

چند جزء از قرآنی را از حفظ داشت و در هنگام امر به معروف و نهی از منکر دوستان از آیه های متناسب با موضوع بهره می جست .

وی برای آموزش دادن مربیان به روستا ها می رفت و رایگان تدریس می کرد .

گاهی که قرآن می خواند، می گریست و هنگام ناراحتی با خواندن چند آیه به قرآن پناه می برد .

"افلاکیان خاکی"نوشته ی علی اکبر نخعی،نشر کنگره ی بزرگداشت سرداران و23000شهید خراسان،مشهد-1384


کوتاه و خواندنی از زندگینامه ی شهید غفار رامین فر؛ اسلام آوردن یک مسیحی

از کودکی دارای هوش سرشاری بود. به طوری که در شش سالگی توانست به کمک پدرش در خواندن قرآن مسلط شود. از کودکی عشق زیادی به اهل بیت و امامان معصوم (ع) به خصوص امام حسین (ع) داشت. زمانی که پدرش عازم کربلا بود به خاطر علاقه ی زیادی که به اهل بیت و امام حسین (ع) داشت، با اصرار زیاد با پدرش عازم کربلا شد.

زمان اقامتش در آمریکارا این گونه نقل می کند: «زمانی که دوره عالی ویژه آشنایی با جنگنده های شکاری خریداری شده از امریکا را در آن کشور می گذراندم، هر روز قبل از

ادامه نوشته

شعری از شهید حبیب پاشایی؛ که ما را اگر جان شود صد هزار

به روح بزرگ پیمبر قسم
به تیغ علی روز خیبر قسم
به نوح و به خضر و الیاس پیر
به ناموس زهرای اطهر قسم
به خون شهیدان راه وطن
به عزم گرانقدر رهبر قسم
به تیری که بر قلب دشمن زنند
به میگ افکنان مظفر قسم
که ما را اگر جان شود صد هزار
نماییم در راه قرآن نثار

کوتاه و خواندنی از زندگینامه شهید مهدی باکری؛ آیات ایثار

مهدی یک جعبه ی مهمات را داده بود طبقه زده بودند و به جای کتابخانه گذاشتیم کنار اتاق و کتابهایمان را چیدیم توش.

می گفت:« اگه وقت نمی کنم بخونم، اقلا که چشمم بهشون می افته خجالت می کشم.»

به من سپرده بود از المعجم آیات ایثار و شهادت و جهاد و هجرت را دربیاورم .

هربار می آمد چیزهایی که درآورده بودم ، می دادم بخواند.


کتاب نیمه ی پنهان ماه(مهدی باكري به روایت همسر شهید)/ مریم برادران / انتشارات روایت فتح/چاپ هشتم۱۳۸۴ / تلفن 88809764

شهید مهدی باکری و احترام و تقید ایشان به قرآن کریم

ایشان به قرآن اعتقاد داشت. مقید بود به تلاوت قرآن؛ تلاوت قرآن و ذکر اهل بیت را سفارش کتبی کرده بود و برای همه ما نوشته بود و همه اینها را من اینجا دارم. نوشته بود و سفارش کرده بود که هر روز باید گردان‌ها توی واحدشان حتی شده نیم ساعتی را جلسه قرآن داشته باشند، قرآن بخوانند، مقید به قرآن باشند و ذکر اهل بیت داشته باشند، نماز جماعت داشته باشند. همه را سفارش کرده بود.

من یادم هست

ادامه نوشته

شهدا و قرآن؛ شهید مصطفی چمران

مهریه ام قرآن کریم بود و تعهد از داماد که مرا در راه تکامل و اهل بیت و اسلام هدایت کند. در واقع هیچ وجهی در مهریه ام نبود...

...به مصطفی می گفتم« من نمی گویم خانه مجلل باشد، ولی یک مبل داشته باشد که ما چیز بدی از اسلام نشان نداده باشیم که بگویند مسلمان ها چیزی ندارند بدبختند» مصطفی به شدت مخالف بود می گفت« چرا ما این همه عقده داریم؟ چرا می خواهیم با انجام چیزی که دیگران می خواهند یا می پسندند نشان دهیم خوبیم؟ این آداب و رسوم ماست نگاه کنید این زمین چقدر تمیز است مرتب و قشنگ. این طوری زحمت شما هم کم می شود ، گرد و خاک کفش هم نمی آید روی فرش

 

ما مجسمه های خیلی زیبا داشتیم که بابا از آفریقا آورده بود خودمان دوتا همه را شکستیم می گفت« این ها برای چه؟ زینت خانه باید قرآن باشد به رسم اسلام. به همین سادگی» وقتی مادرم گفت« شما پول ندارید من برایتان وسایل خانه می آورم» مصطفی رنجید گفت« مسئله پولش نیست مسئله زندگی من است که نمی خواهم عوض شود»

 

کتاب نیمه ی پنهان ماه(چمران به روایت همسر شهید)/ حبیبه جعفریان/ انتشارات روایت فتح تلفن 88809764

 

 بیشتر بدانیم: زندگینامه شهید چمران به روایت همسرش

شهید سید حسین علم الهدی قسمت اول: غوطه ور در اقیانوس قرآن

نام هویزه را شنيده اي؟همان جا كه شاهد صحنه های عاشورایی بوده است. هویزه فرمانده شجاع بیست و یك ساله اش را از یاد نمی برد. خیلی ها هویزه را با نام او می شناسند . تو چقدر سید حسین علم الهدی را می شناسی؟

 

شهید سید حسین علم الهدی قسمت اول: غوطه ور در اقیانوس قرآن

سید حسین از كلاس اول ابتدایی، با شروع تعطیلات تابستانی، هر روز

ادامه نوشته