نام هویزه را شنيده اي؟همان جا كه شاهد صحنه های عاشورایی بوده است. هویزه فرمانده شجاع بیست و یك ساله اش را از یاد نمی برد. خیلی ها هویزه را با نام او می شناسند . تو چقدر سید حسین علم الهدی را می شناسی؟

 

شهید سید حسین علم الهدی قسمت اول: غوطه ور در اقیانوس قرآن

سید حسین از كلاس اول ابتدایی، با شروع تعطیلات تابستانی، هر روز به مكتب قرآن می رفت و تا كلاس چهارم ابتدایی توانست قرآن را ختم نماید. وی قاری قرآن صبحگاه و تكبیرگوی مسجد بود.

با بچه های محله در تیم فوتبال بازی می كرد و با شنیدن اذان، دوستان خود را به مسجد می خواند و پس از نماز، جلسه قرائت قرآن برگزار می نمود.

----------------------------------------------

در اولین دستگیری حسین، او را در بند نوجوانان زندانی كردند .

پس از مدتی كه به ملاقاتش رفتیم، مشاهده كردیم كه زندان دارای اتاقهای بسیار كوچك و قدیمی و كاملا غیر بهداشتی است. از حسین سوال كردیم چه چیز لازم داری كه برایت بیاوریم؟ گفت: فقط یك جلد قرآن برایم بیاورید.

------------------------------------------

در سال 53 كه حسین را دستگیر كردند او را به بند نوجوانان زندان بردند. وقتی حسین وارد این بند شد بعضی از زندانیان او را مسخره می كردند و می گفتند: با كی دعوا كردی؟ چی دزدیدی؟ و ...

چند روز بعد ماموران زندان ناگهان متوجه شدند كه همان نوجوانان بزهكار به امامت حسین نماز جماعت می خوانند و جلسه ی قرائت قرآن برپا ككرده اند. به دنبال این گزارش ماموران، حسین را ازین بند خارج كردند.

تا چند سال بعد هرچند وقت یك بار  یكی از آن نوجوانان بزهكار به سراغ حسین آمده و می گفتند: حسین آقا ما را هدایت كرد.

----------------------------------------------

در اوج پیروزی انقلاب، یكی از دانشجویان انقلابی توسط رژیم شاه دستگیر شد. برادر خلقانی نقل می كنند: به سید حسین گفتم: فلانی را دستگیر كرده اند، آیا فكر می كنی می تواند در برابر شكنجه ها مقاومت كند؟ حسین گفت: آیا قرآن می خواند؟گفتم منظورت چیست؟ گفت: اگر با قرآن انس داشته است می تواند مقاومت كند.

----------------------------------------------

روزی آیت الله خامنه ای كه در آن زمان نماینده ی حضرت امام ( ره) در شورای عالی دفاع بودند . برای دیدار با رزمندگان به جبهه شوش رفتند. ایشان می فرمایند: « در این دیدار ، با رزمندگان نماز جماعت خواندیم . بعد از نماز بچه ها دور من جمع شدند و هركس با من صحبتی داشت. بعد از چند دقیقه من نگاه كردم. دیدم سید حسین قرآنی در دست گرفته و عده زیادی از بچه ها دور او جمع شده اند و ایشان به قدری زیبا از آیات قرآن و استقامت در جنگ و ... صحبت می كرد كه من تعجب كردم.

در حالیكه در خط مقدم بودیم و حتی یك لحظه توقف در آنجا، مشكل بود، ایشان بدون اعتنا به خطر آیات قرآن را توضیح می داد.

----------------------------------------------

هویزه در 10 كیلومتری جنوب غربی سوسنگرد واقع شده و مركز یكی از بخش های دشت آزادگان است . پس از حمله به این منطقه توسط ارتش بعثی گروهی از دانشجویان به فرماندهی شهید حسین علم الهدی در محاصره دشمن قرار گرفتند كه پس از دفاعی سرسختانه به شهادت رسیدند و نیروی بعثی بی رحمانه با تانك بر پیكر دانشجویان رژه رفتند كه یادآور صحنه هایی از روز عاشورا بود . طی عملیات بیت المقدس در اردیبهشت سال 1361 منطقه هویزه آزاد شد و رزمندگان به منطقه شهادت این دانشجویان رسیدند اما ...

پیکرها قابل شناسایی نبود ... تانک ها ... حسین هم از روی قرآن جیبی اش شناسایی شد.

----------------------------------------------

وقتی خبر شهادت سید حسین علم الهدی را شنیدم، اولین چیزی كه به ذهنم آمد ، شهادت حافظان قرآن در صدر اسلام بود... ( آیت الله خامنه ای )

 

منبع: خاطرات آشنا/ سید حمید علم الهدی