کوتاه و خواندنی از زندگینامه شهید محمد علی رهنمون؛ خیرات باارزش
مادر که فوت کرد نه گریه کرد نه سروصدا راه انداخت هیچی فقط نشست تا صبح بالای سرش قرآن خواند
می خواستیم برای مادر خیرات کنیم
محمد گفت:« به جای شام و ناهار و ازین جور خرج ها ، با پولش کتاب بخریم برای بچه های روستا»
بعد ساکت شد. انگار بغضش گرفت. باز گفت: « این طوری مادر راضی تره »
یادگاران 16 / کتاب رهنمون/ انتشارات روایت فتح
صلوات
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:46 توسط خادم الشهدا
|
خط شهدا خطی ممتد است که از هبوط آدم آغاز شده و تا عروج آخرین انسان ادامه خواهد داشت