شعری به یاد شب رزم ( میشداغ )
دلم را می برد آن ناله هایت
و عاشق می شوم چون لاله هایت
شب رزمی که بازی با صدا بود
مرا برد اندکی تا جبهه هایت

شب رزمی که بازی با صدا بود
کجا چون رزم همچون کربلا بود
چو دشمن دوست بود همچون برادر
کجا در فکر قتل عام بود
ولی فهماند من در اشتباهم
زیادی کار عشق را ساده دیدم
به پیش آتش و دود و گلوله
« ولی افتاد مشکل» را چشیدم

همیشه قهرمان بودی برایم
تو را با شعر و نثرم می ستودم
ولی رزم شبانه گفت با من
چقدر از غربت تو دور بودم
در آنجا قلب من خون شد برایت
و بیش از قبل مجنون شد برایت
که لیلی تر شدی در چشم هایم
خدا را شکر دگرگون شد برایت

خداوندا در این رزم همیشه*
دلم را با خودت محکم نگه دار
به یادم آر هر لحظه به هر رزم
شهادت کار بازی نیست هشدار
* تا حق و باطل هست و مادام که سکوت نمی کنی جنگ هم هست.(شهید چمران)



+ نوشته شده در سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت 17:19 توسط خادم الشهدا
|
خط شهدا خطی ممتد است که از هبوط آدم آغاز شده و تا عروج آخرین انسان ادامه خواهد داشت